ترجمه "geist" به فارسی

جان, روان, روح بهترین ترجمه های "geist" به فارسی هستند.

geist
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جان

    Suffix interjection noun proper

    Ich habe dir nichts zu bieten außer eines fähigen Geistes.

    چيزي جز يه جان ناقابل براي تقديم کردن بهتون ندارم

  • روان

    noun

    Wir fühlen uns alle jünger als wir tatsächlich sind, denn unser Geist altert nie.

    همه ما حس می کنیم جوان تر از سن واقعی مون هستیم، چون روان هرگز پیر نمیشه.

  • روح

    noun

    Ein großer Geist kann niemals Neid empfinden.

    در یک روح بزرگ هرگز نمیتوان حسادت یافت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " geist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Geist noun masculine دستور زبان

Köpfchen (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذهن

    noun

    Denken als Bestandteil der Individualität

    Der Geist des Menschen ist so angelegt, dass die Lüge ihn hundertmal mehr im Griff hat als die Wahrheit.

    ذهن آدمی به گونه است که دروغ هزاران بار در مقایسه با حقیقت بر او تاثیر دارد.

  • روح

    noun

    Ein großer Geist kann niemals Neid empfinden.

    در یک روح بزرگ هرگز نمیتوان حسادت یافت.

  • ruh

  • ترجمه های کمتر

    • روان
    • شبح
    • مینو

تصاویر با "geist"

عباراتی شبیه به "geist" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "geist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه