ترجمه "gelassen" به فارسی

آرام ترجمه "gelassen" به فارسی است.

gelassen Adjective verb دستور زبان

ohne mit der Wimper zu zucken (fig.) (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرام

    noun

    es langsam angehen zu lassen, wenn es nötig ist, und dann wieder schneller zu werden.

    توان آرام بودن وقتی لازم است و سرعت گرفتن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gelassen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gelassen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gelassen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه