ترجمه "gelassen" به فارسی
آرام ترجمه "gelassen" به فارسی است.
gelassen
Adjective
verb
دستور زبان
ohne mit der Wimper zu zucken (fig.) (umgangssprachlich) [..]
-
آرام
nounes langsam angehen zu lassen, wenn es nötig ist, und dann wieder schneller zu werden.
توان آرام بودن وقتی لازم است و سرعت گرفتن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gelassen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gelassen" با ترجمه به فارسی
-
بالغ شدن
-
نوش جان
-
تنهایم بگذارید
-
شاشیدن
-
گذاشتن، ول کردن
-
بیا بریم
-
نوش جان
-
اقدام كردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن