ترجمه "gemein" به فارسی
معمولی, مشترک, معمولي بهترین ترجمه های "gemein" به فارسی هستند.
gemein
adjective
دستور زبان
stinknormal (umgangssprachlich) [..]
-
معمولی
adjectiveEin weiteres wunderschön gestaltetes neues Gebäude, ruiniert durch das Geräusch eines gemeinen Lichtschalters.
یک ساختمان جدید دیگه با طراحی زیبا با صدای یک کلید برق معمولی دیواری ویران شد.
-
مشترک
adjectiveSie haben also mehr gemein, als man zuerst denkt.
پس اونطور که به نظر مياد شما دوتا بيش از يک نقطه مشترک داريد
-
معمولي
Etwas das Routine oder sehr bekannt ist.
Zu gemeinen Dieben, die noch viel zu lernen haben.
دزدهاي معمولي كه خيلي چيزها بايد ياد بگيرن
-
نفرت انگیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gemein " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gemein" با ترجمه به فارسی
-
پیرو
-
فاسیولا · كرم كبد معمولي
-
نوئل معمولي · نوئل نروژي · پيسئا اكسلسا · پیسئا آبیس
-
آنها خیلی بدجنس اند
-
دلفین معمولی کوتاهنوک
-
گالیت
-
ماهی مرکب
-
سقنقور شرقی زبان آبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن