ترجمه "gerade" به فارسی

råst, مستقیم, جخت بهترین ترجمه های "gerade" به فارسی هستند.

gerade adjective adverb دستور زبان

schlechthin (gehoben) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • råst

  • مستقیم

    adjective

    Da du gerade bist, wirst du ja die Bahn eines Gerechten ebnen.

    ای تو که مستقیم هستی طریق عادلان را هموار خواهی ساخت.

  • جخت

  • راست

    adjective

    Zeichne eine gerade Linie.

    یک خط راست بکش.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gerade " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gerade noun feminine دستور زبان

einer Rennstrecke [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خط

    noun

    gerade, unendlich lange, unendlich dünne und in beide Richtungen unbegrenzte Linie [..]

    Prüft, ob zwei gegebene Geraden senkrecht zueinander stehen

    آزمون در مورد این که آیا دو خط داده‌‌شده قائمه هستند

عباراتی شبیه به "gerade" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gerade" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه