ترجمه "gering" به فارسی

خرد, کم, که بهترین ترجمه های "gering" به فارسی هستند.

gering adjective دستور زبان

überschaubar (iron.) (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرد

    adjective
  • کم

    adjective pronoun noun

    Je länger du sprichst, desto geringer wird meine Aufmerksamkeit.

    هر چه طولانیتر صحبت کنی، من کمتر توجه خواهم کرد.

  • که

    adjective

    Bei einem Tier mit Depression haben wir eine geringere Neurogenese festgestellt.

    پس روی مدل حیوانی افسردگی، دیدیم که سطح نوروژنز پائینتری داریم.

  • کوچک

    adjective

    Es gibt nicht die geringste Spur von Wasser an der Oberfläche.

    کوچک ترين ردي از آب بر روي زمين ديده نميشود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gering" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه