ترجمه "geruch" به فارسی
رایحه, بو, رایحه بهترین ترجمه های "geruch" به فارسی هستند.
-
رایحه
Wenn er aber dem Geruch gefolgt wäre, hätte er von der anderen Seite kommen müssen.
اما اگه به دنبال رایحه آمده بود، باید از جهت دیگر وارد می شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " geruch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
بو
nounچیزی که از اجسام متساعد میشود
Alles was ich bekomme ist ein tierischer Geruch.
هرچي که حس مي کنم بوي يه جور حيوونه.
-
رایحه
nounWenn er aber dem Geruch gefolgt wäre, hätte er von der anderen Seite kommen müssen.
اما اگه به دنبال رایحه آمده بود، باید از جهت دیگر وارد می شد.
-
عطر
nounOb Sie üble Gerüche verwenden oder einen schlechten Geschmack,
بنابراین اینگونه است که چه شما عطر بدبو استفاده کنید یا سلیقه بد داشته باشید
-
بوی
nounEs wird unseren Geruch überdecken, damit sie denken, wir wären welche von ihnen.
بوی ما رو پنهان میکنه و فکر میکنن از خودشونیم