ترجمه "gesundheit" به فارسی

تندرستی, سلامتی, تندرستی بهترین ترجمه های "gesundheit" به فارسی هستند.

gesundheit
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندرستی

    11 Natürlich gestatten die Gesundheit und die Umstände es nicht jedem, solche Aufgaben anzugehen.

    ۱۱ البته همه از تندرستی و شرایط لازم برای شرکت در این گونه فعالیتهای جدید برخوردار نیستند.

  • سلامتی

    Zu viel Essen ist schlecht für die Gesundheit.

    خوردن بیش از اندازه برای سلامتی بد است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gesundheit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gesundheit interjection noun feminine دستور زبان

Ein Ausdruck, der zu jemandem gesagt wird, der gerade geniest hat. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندرستی

    noun

    Zustand des vollständigen körperlichen, geistigen und sozialen Wohlergehens

    11 Natürlich gestatten die Gesundheit und die Umstände es nicht jedem, solche Aufgaben anzugehen.

    ۱۱ البته همه از تندرستی و شرایط لازم برای شرکت در این گونه فعالیتهای جدید برخوردار نیستند.

  • سلامت

    noun

    Das schlechte Wetter griff seine Gesundheit an.

    آب و هوای بد بر سلامت او تاثیر گذاشت.

  • سلامتی

    noun

    Zu viel Essen ist schlecht für die Gesundheit.

    خوردن بیش از اندازه برای سلامتی بد است.

  • ترجمه های کمتر

    • عافیت باشه
    • salâmat
    • الحمد لله
    • بهداشت شغلي
    • تناسب فيزيكي

عباراتی شبیه به "gesundheit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gesundheit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه