ترجمه "gleichgewicht" به فارسی
تعادل, بالانس, تعادل ترمودینامیکی بهترین ترجمه های "gleichgewicht" به فارسی هستند.
gleichgewicht
-
تعادل
Das Leben ist wie Fahrradfahren. Man muss in Bewegung bleiben, um das Gleichgewicht nicht zu verlieren.
زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید در حرکت باشید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gleichgewicht " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gleichgewicht
noun
neuter
دستور زبان
Equilibrium (fachsprachlich)
-
بالانس
-
تعادل ترمودینامیکی
تعادل میکانیکی
-
موازنه
nounam Anfang des nächsten, ein stabiles Gleichgewicht erreichen.
اوایل سال آینده، ما به نتیجه موازنه پایدار می رسیم.
عباراتی شبیه به "gleichgewicht" با ترجمه به فارسی
-
تخریب حتمی متقابل
-
تعادل طبيعت
-
رانش ژنتيكي · فراواني ژن · موازنه ژنتيكي · ناهمسنگي · ژنتیک جمعیت
-
موازنه گرمايي
-
تعادل شیمیایی
-
موازنه اسید- باز
-
تعادل اسيد-باز · ذخيره قليا · موازنه اسید- باز · وضعيت اسيد-باز
-
تعادل بومشناختي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن