ترجمه "gleichwertig" به فارسی
معادل, برابر بهترین ترجمه های "gleichwertig" به فارسی هستند.
gleichwertig
adjective
دستور زبان
-
معادل
adjectiveUm diesen Verlust auszugleichen, musste etwas Gleichwertiges als Lösegeld gezahlt werden.
بهای رهایی یا فدیه باید درست همتراز یا معادل آنچه باشد که از دسترفته است.
-
برابر
nounWir stellen sicher, dass Sie ein gleichwertiges Ackerland innerhalb des Bezirkes bekommen.
بهت يه زمين برابر همينجا ميديم در همين ناحيه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gleichwertig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن