ترجمه "grau" به فارسی
خاکستری, توسی, خاکِستَری بهترین ترجمه های "grau" به فارسی هستند.
grau
adjective
دستور زبان
witzlos (umgangssprachlich) [..]
-
خاکستری
adjectiveEr war grau und schwarz und sah für ihn billig aus.
که خاکستری و مشکی بود، و به نظر ارزان قیمت میامد.
-
توسی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Grau
noun
Noun
neuter
دستور زبان
Die Farbe zwischen Weiß und Schwarz (die Farbe von Beton, Asche und Seehunden).
-
خاکِستَری
-
خاکستری
adjectiveFarbe zwischen Schwarz und Weiß; Farbe von z. B. Asche und Blei.
Warum sind die Grauen, oder wer das auch ist, so sehr an uns interessiert?
چرا خاکستری ها ، یا هرچیزی که هستن اینقدر به ما علاقه مندن ؟
تصاویر با "grau"
عباراتی شبیه به "grau" با ترجمه به فارسی
-
کانگوروی خاکستری شرقی
-
آبمرواريد چشم
-
بازار خاکستری
-
ادبیات خاکستری
-
آب مروارید · آبمرواريد چشم · آبمروارید · کاتاراکت
-
لمور موشی خاکستری
-
ماده خاکستری اطراف مجرا
-
گرگهای خاکستری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن