ترجمه "grau" به فارسی

خاکستری, توسی, خاکِستَری بهترین ترجمه های "grau" به فارسی هستند.

grau adjective دستور زبان

witzlos (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاکستری

    adjective

    Er war grau und schwarz und sah für ihn billig aus.

    که خاکستری و مشکی بود، و به نظر ارزان قیمت میامد.

  • توسی

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grau " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Grau noun Noun neuter دستور زبان

Die Farbe zwischen Weiß und Schwarz (die Farbe von Beton, Asche und Seehunden).

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاکِستَری

  • خاکستری

    adjective

    Farbe zwischen Schwarz und Weiß; Farbe von z. B. Asche und Blei.

    Warum sind die Grauen, oder wer das auch ist, so sehr an uns interessiert?

    چرا خاکستری ها ، یا هرچیزی که هستن اینقدر به ما علاقه مندن ؟

تصاویر با "grau"

عباراتی شبیه به "grau" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "grau" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه