ترجمه "grillen" به فارسی

كبابپزي, کباب کردن, کباب کردن شبکهای بهترین ترجمه های "grillen" به فارسی هستند.

grillen verb دستور زبان

inquirieren (veraltend) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • كبابپزي

  • کباب کردن

    verb

    Ich bin nur froh, dass wir kein Eichhörnchen über einem Feuer im Wald grillen.

    از اين خوشحالم که الان تو جنگل مشغول کباب کردن يه سنجاب نيستيم

  • کباب کردن شبکهای

    braten in Wärmestrahlung

  • گریل کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grillen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Grillen noun دستور زبان

Spinnerei (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبپزكردن

  • آشپزی

    noun
  • كبابپزي

  • نيمجوشكردن

تصاویر با "grillen"

عباراتی شبیه به "grillen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "grillen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه