ترجمه "grob" به فارسی

زبر, خام, خشن بهترین ترجمه های "grob" به فارسی هستند.

grob adjective دستور زبان

wie die Axt im Walde (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زبر

    adjective

    die blaue Spitze gegen einen grob gearbeiteten Balken reibend,

    وقتی نوک آبی شو روی یه سطح زبر میکشه

  • خام

    adjective
  • خشن

    adjective

    Mama sagt, ich bin zu grob zu den anderen Kindern.

    مامانم میگه با بچه های دیگه زیاد خشن برخورد میکنم

  • ترجمه های کمتر

    • زمخت
    • زننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grob " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "grob" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه