ترجمه "gross" به فارسی
بزرگ, bozorg بهترین ترجمه های "gross" به فارسی هستند.
gross
adjective
دستور زبان
-
بزرگ
adjectiveIch fürchte mich vor großen, schwarzen, haarigen Taranteln.
من از رطیل های بزرگ سیاه پشمالو می ترسم.
-
bozorg
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gross " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Gross
noun
Noun
proper
neuter
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Gross" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gross در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "gross" با ترجمه به فارسی
-
نظریه وحدت بزرگ
-
بیلبی بزرگ
-
دریاچههای بزرگ · دریاچههای بزرگ (آمریکا)
-
بارگيري · تخليه بار · جابجايي کپهای · جابجایی
-
کرکس سرزرد بزرگ
-
سگ بزرگ
-
بزرگ
-
پتر یکم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن