ترجمه "haben" به فارسی

داشتن, داشتَن, باید بهترین ترجمه های "haben" به فارسی هستند.

haben verb دستور زبان

(über etwas) verfügen [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • داشتن

    verb

    Bestimmte Eigenschaften haben.

    Die gleiche Sprache zu haben, bedeutet nicht, dieselbe Meinung zu haben.

    زبان یکسان داشتن به معنای هم عقیده بودن نیست.

  • داشتَن

  • باید

    noun

    Vielleicht hätte man all diese Fotos wegwerfen sollen.

    شاید همهٔ این عکسها باید دور ریخته شوند.

  • کردن

    verb

    Tom, der den ganzen Tag gearbeitet hatte, wollte sich erholen.

    تام، که تمام روز را کار کرده بود، می خواست استراحت کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " haben " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Haben noun neuter دستور زبان

von Gedanken, Ideen, Ambitionen, Zweigen etc.

+ اضافه کردن

"Haben" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Haben در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "haben"

عباراتی شبیه به "haben" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "haben" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه