ترجمه "halt" به فارسی
بس, بس است, بسه بهترین ترجمه های "halt" به فارسی هستند.
halt
interjection
verb
adverb
دستور زبان
nun mal (umgangssprachlich)
-
بس
interjection Prefix adverbEntweder King und Wallace hören auf, oder ich halte beide auf.
، يا کينگ و والاس بس ميکنن يا من جلوي هر دوشون رو ميگيرم
-
بس است
interjection -
بسه
interjection -
کافی
adjective adverbUnd es ist sicherlich nicht schlimm genug für dich, um meine Hand zu halten.
به اندازه کافی مهم نیست واسه اینکه تو دستای منو نگه داری!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " halt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Halt
noun
masculine
دستور زبان
Heft (Messer) [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Halt" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Halt در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "halt" با ترجمه به فارسی
-
خفه شدن · خفه شو · خفه کردن
-
شناور ماندن
-
حفظ کردن
-
رسيدگي كردن · فکر کردن
-
خفه شو · زر نزن
-
خفه شو · زر نزن
-
تعلیق
-
خفه شو · زر نزن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن