ترجمه "hell" به فارسی
نور, کم رنگ, تابناک بهترین ترجمه های "hell" به فارسی هستند.
hell
adjective
دستور زبان
strahlend (hell) [..]
-
نور
noun propernämlich, dass es umso heller wird je weniger es verbraucht.
كه باعث مي شود بيشتر از آن چيزي كه شما استفاده مي كنيد روش باشد و نور دهد.
-
کم رنگ
adjective -
تابناک
adjective
-
ترجمه های کمتر
- روشن
- فروزان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hell " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hell" با ترجمه به فارسی
-
هلن
-
غول درخشان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن