ترجمه "herb" به فارسی

ترش, زست بهترین ترجمه های "herb" به فارسی هستند.

herb adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترش

    adjective

    Doch unsere Art könnte Bier mit Honiggeschmack und gutes herbes Bier machen.

    ولی گونهی ما میتونست آبجویی تولید کنه که طعم عسل بده. و همینطور میتونست یک آبجوی خوشمزهی ترش درست کنه.

  • زست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " herb " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "herb" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه