ترجمه "homo" به فارسی

انسان, کونی, گی بهترین ترجمه های "homo" به فارسی هستند.

homo
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انسان

    noun

    Dinge, die von einem Homo erectus nie zuvor gesehen worden waren.

    چیزهایی که هرگز و هیچ وقت توی یک هومو ارکتوس(انسان راست قامت) ندیده بودیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " homo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Homo noun masculine دستور زبان

warmer Bruder (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کونی

    noun
  • گی

    Suffix

عباراتی شبیه به "homo" با ترجمه به فارسی

  • انسان خردمند باستانی
  • آدمیزاد · انسانها · مردم · موجودات انساني · هومو ساپيانس
اضافه کردن

ترجمه های "homo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه