ترجمه "horn" به فارسی

شاخها, شاخ, بوق بهترین ترجمه های "horn" به فارسی هستند.

horn
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخها

    Was kam aus einem der vier Hörner hervor, und wie handelte es?

    از یکی از چهار شاخ چه رویید، و چگونه عمل کرد؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " horn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Horn noun proper masculine neuter دستور زبان

Tröte (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخ

    noun

    Auswuchs am Kopf der Hornträger und der Nashörner

    Was kam aus einem der vier Hörner hervor, und wie handelte es?

    از یکی از چهار شاخ چه رویید، و چگونه عمل کرد؟

  • بوق

    noun

    Die Region, die aussieht wie ein Horn nennen wir "sweet spot".

    این ناحیه بوق شکل چیزی است که ما به آن نقطه شیرین می گوئیم.

  • شاخها

    Was kam aus einem der vier Hörner hervor, und wie handelte es?

    از یکی از چهار شاخ چه رویید، و چگونه عمل کرد؟

  • ترجمه های کمتر

    • سرو
    • هورن
    • کرنا

تصاویر با "horn"

عباراتی شبیه به "horn" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "horn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه