ترجمه "imam" به فارسی

امام, امام بهترین ترجمه های "imam" به فارسی هستند.

imam
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • امام

    noun

    Ich meine das, was dem Imam und seiner Frau in Caracas widerfahren ist.

    دارم راجع به بلايي که سرِ امام مسجد و همسرش توي کاراکاس رخ داد ، حرف ميزنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imam " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Imam noun Noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • امام

    noun

    islamischer Führer

    Ich meine das, was dem Imam und seiner Frau in Caracas widerfahren ist.

    دارم راجع به بلايي که سرِ امام مسجد و همسرش توي کاراکاس رخ داد ، حرف ميزنم.

عباراتی شبیه به "imam" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "imam" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه