ترجمه "immer" به فارسی

همیشه, هرگز, برای همیشه بهترین ترجمه های "immer" به فارسی هستند.

immer adverb دستور زبان

in einer Tour (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • همیشه

    adverb

    Zu jeder Zeit. [..]

    Tom hatte immer schon davon geträumt, Kopfgeldjäger zu werden.

    تام همیشه رویای پلیس خصوصی شدن را داشت.

  • هرگز

    adverb

    Zu jeder Zeit. [..]

    Aber man wundert sich immer, wen es trifft.

    ولي هرگز فکرشم نميکني اينا همون آدما هستن که بودن.

  • برای همیشه

    Sie sagte ihm einmal und für immer, dass sie nicht mit ihm ins Kino gehen würde.

    آن زن یک بار برای همیشه به او گفت که با او به سینما نخواهد رفت.

  • همواره

    adverb

    Unser Planet, die Erde, ist immer in Bewegung.

    سیارهی ما، زمین، همواره در حرکت است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " immer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "immer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "immer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه