ترجمه "innerhalb" به فارسی

درون, در بهترین ترجمه های "innerhalb" به فارسی هستند.

innerhalb adverb adposition دستور زبان

intrinsisch (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • درون

    adverb

    Zeit, mein lieber M, existiert innerhalb dieser Wände nicht.

    زمان ، عزیز من M ، کند درون این دیوارها وجود ندارد.

  • در

    noun

    Ohne die Rationen werden sie innerhalb weniger Tage tot sein.

    بدون جيره غذايي در عرض چند روز مي ميرن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " innerhalb " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "innerhalb" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه