ترجمه "interview" به فارسی

مصاحبه, مصاحبهها, مصاحبه بهترین ترجمه های "interview" به فارسی هستند.

interview
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصاحبه

    noun

    Auch ich habe so viel von diesen Interviews gelernt.

    من خیلی چیزها از این مصاحبه ها دریافتم.

  • مصاحبهها

    Doch Interviews ergaben, dass einige Leute, besonders Frauen, nicht so gerne auf diesem Weg sparen wollten.

    اگرچه، مصاحبهها نشان داد که بعضی از مردم، بخصوص زنان، در این روش صرفهجویی چندان راسخ نبودند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interview " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Interview noun neuter دستور زبان

zur Prüfung von Fähigkeiten, Persönlichkeit etc.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصاحبه

    noun

    strukturierte Abfolge von Fragen und Antworten

    Auch ich habe so viel von diesen Interviews gelernt.

    من خیلی چیزها از این مصاحبه ها دریافتم.

  • مصاحبهها

    Doch Interviews ergaben, dass einige Leute, besonders Frauen, nicht so gerne auf diesem Weg sparen wollten.

    اگرچه، مصاحبهها نشان داد که بعضی از مردم، بخصوص زنان، در این روش صرفهجویی چندان راسخ نبودند.

  • اینترویو

  • گفتگو

    noun

تصاویر با "interview"

اضافه کردن

ترجمه های "interview" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه