ترجمه "jungfrau" به فارسی

باکرگی, برج سنبله, دوشیزه بهترین ترجمه های "jungfrau" به فارسی هستند.

jungfrau
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • باکرگی

    noun

    Da ist kein Jungfräulichkeits-Siegel, das magischerweise nach dem Sex verschwindet und gut die Hälfte aller Jungfrauen haben Sex, ohne zu bluten.

    هیچ مهرو موم باکرگی وجود ندارد که بعد از آمیزش جنسی بطور جادویی ناپدید شود، و نصف باکرهها میتوانند براحتی بیخونریزی آمیزش جنسی داشته باشند.

  • برج سنبله

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jungfrau " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Jungfrau noun feminine دستور زبان

Virgo (lat.) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوشیزه

    noun

    Frau, die noch keinen Geschlechtsverkehr gehabt hat.

    Ich werde auf dich warten wie eine Jungfrau in großer Not.

    اون موقع مثل یه دوشیزه در خدمت ارباب هستم

  • باکره

    noun

    Das Mädchen dort mit dem Schal ist Jungfrau.

    آن دختر که روسری دارد باکره است.

  • لاکو

  • مريم باكره

تصاویر با "jungfrau"

عباراتی شبیه به "jungfrau" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "jungfrau" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه