ترجمه "kühl" به فارسی

خنک ترجمه "kühl" به فارسی است.

kühl adjective دستور زبان

ohne mit der Wimper zu zucken (fig.) (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خنک

    adjective

    Die heiße Luft steigt nach oben, während es unten kühl bleibt.

    هواي گرم ميره بيرون هواي خنک داخل ميمونه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kühl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kühl" با ترجمه به فارسی

  • سردی
  • تجهیزات سردسازی · سيستمهاي سرمايش · يخچالها · کولرها
  • خنكسازي · سرمایش · پيشسرمايش
اضافه کردن

ترجمه های "kühl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه