ترجمه "künstler" به فارسی
هنرمند, هنرمند, آرتیست بهترین ترجمه های "künstler" به فارسی هستند.
künstler
-
هنرمند
noun adjectiveIch bin kein Künstler. Ich hatte niemals das Zeug dazu.
من هنرمند نیستم. هیچ وقت ذوق اش را نداشتم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " künstler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Künstler
noun
masculine
دستور زبان
-
هنرمند
noun adjectivekreativ tätige Menschen, die Kunstwerke schaffen
Ich bin kein Künstler. Ich hatte niemals das Zeug dazu.
من هنرمند نیستم. هیچ وقت ذوق اش را نداشتم.
-
آرتیست
-
نقاش
nounDa habe ich erkannt, dass ich ein Künstler sein will.
همون موقع بود که فهميدم دلم ميخواد نقاش بشم
تصاویر با "künstler"
عباراتی شبیه به "künstler" با ترجمه به فارسی
-
سیمای مرد هنرآفرین در جوانی
-
مادر ویسلر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن