ترجمه "künstler" به فارسی

هنرمند, هنرمند, آرتیست بهترین ترجمه های "künstler" به فارسی هستند.

künstler
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنرمند

    noun adjective

    Ich bin kein Künstler. Ich hatte niemals das Zeug dazu.

    من هنرمند نیستم. هیچ وقت ذوق اش را نداشتم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " künstler " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Künstler noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنرمند

    noun adjective

    kreativ tätige Menschen, die Kunstwerke schaffen

    Ich bin kein Künstler. Ich hatte niemals das Zeug dazu.

    من هنرمند نیستم. هیچ وقت ذوق اش را نداشتم.

  • آرتیست

  • نقاش

    noun

    Da habe ich erkannt, dass ich ein Künstler sein will.

    همون موقع بود که فهميدم دلم ميخواد نقاش بشم

تصاویر با "künstler"

عباراتی شبیه به "künstler" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "künstler" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه