ترجمه "kabel" به فارسی
کابل, کابل بهترین ترجمه های "kabel" به فارسی هستند.
kabel
verb
-
کابل
noun properEntschlossen tritt mein anderer Fuß auf das Kabel.
پای دیگرم قاطعانه خود را روی کابل قرار داد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kabel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kabel
noun
neuter
masculine
دستور زبان
-
کابل
noun properVerbund von Drähten
Entschlossen tritt mein anderer Fuß auf das Kabel.
پای دیگرم قاطعانه خود را روی کابل قرار داد.
تصاویر با "kabel"
عباراتی شبیه به "kabel" با ترجمه به فارسی
-
زوج بههمتابیده
-
سیم دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن