ترجمه "kalender" به فارسی
گاهشماری, تقویم, گاهشماری بهترین ترجمه های "kalender" به فارسی هستند.
kalender
-
گاهشماری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kalender " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kalender
noun
masculine
دستور زبان
Jahrweiser (veraltend)
-
تقویم
nounWir alle sollten einen langen, intensiven Blick auf den Kalender werfen.
پس به نظرم ما باید نگاهی سخت و طولانی به این تقویم بیاندازیم.
-
گاهشماری
گاهسنجی
عباراتی شبیه به "kalender" با ترجمه به فارسی
-
نگهبان تقویم
-
تقویم میلادی
-
تقویم Windows
-
تقویم گرگوری · گاهشماری میلادی
-
گاهشماری میلادی
-
سالنمای هجری خورشیدی
-
تقویم هجری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن