ترجمه "kalt" به فارسی

سرد, sard, سرما بهترین ترجمه های "kalt" به فارسی هستند.

kalt adjective دستور زبان

zapfig kalt (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرد

    adjective

    Das Wetter hier wird jetzt kalt, und das mag ich wirklich nicht.

    هوای اینجا در حال سرد شدن است و من واقعاً آن را دوست ندارم.

  • sard

  • سرما

    noun

    Man fühlt sich innerlich so kalt, so ängstlich.

    باعث ميشه که احساس سرما بکني ، احساس ترس بکني.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kalt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kalt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kalt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه