ترجمه "kaputtgehen" به فارسی

خراب شدن, خرد کردن, شکستن بهترین ترجمه های "kaputtgehen" به فارسی هستند.

kaputtgehen Verb دستور زبان

in die Binsen gehen (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خراب شدن

    Verb
  • خرد کردن

    verb
  • شکستن

    verb

    Die hab ich ausgesucht, damit du nicht traurig bist, wenn sie kaputtgehen.

    The purposely chose well, for you to use بدون ترس از شکستن یا خراب شدنشون

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kaputtgehen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kaputtgehen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه