ترجمه "kernel" به فارسی

هسته, هسته, هسته سیستمعامل بهترین ترجمه های "kernel" به فارسی هستند.

kernel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هسته

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kernel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kernel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هسته

    noun
  • هسته سیستمعامل

    zentraler Bestandteil eines Betriebssystems

عباراتی شبیه به "kernel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kernel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه