ترجمه "keule" به فارسی

ساقها (گوشت), ران, ساقها بهترین ترجمه های "keule" به فارسی هستند.

keule verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساقها (گوشت)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " keule " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Keule noun feminine دستور زبان

in der Wendung “hiniku no tan”

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ران

    verb noun

    Ich halte den Flügel mit der Klinge fest und trenne die Keule ab.

    اول از همه چاقو را زير بالش ميکنم و ران مرغ را جدا ميکنم

  • ساقها

  • چماق

    noun

    Schlag- und Hiebwaffe

  • ترجمه های کمتر

    • باتون
    • چنبه
    • گرز

تصاویر با "keule"

اضافه کردن

ترجمه های "keule" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه