ترجمه "konto" به فارسی

حسابها, حساب, حسابداری بهترین ترجمه های "konto" به فارسی هستند.

konto
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حسابها

    Er weiß viel darüber, wie man Konten durchsucht.

    اون چيزاي زيادي راجع به زير و رو کردن حسابها ميدونه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " konto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Konto noun Noun neuter دستور زبان

Kontoverbindung (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حساب

    noun

    Gruppe der Verfahren und Buchungen zur Aufzeichnung der aktiven und passiven wirtschaftlichen Operationen.

    Wenn wir die Konten schließen, wird er rauskommen.

    وقتی حساب ها رو بستیم وارد فضای باز میشه

  • حسابداری

    Als Dienstamtgehilfe sollte er sich um die Gebiete, die Konten und die Literatur kümmern.

    مایکل به عنوان خادم جماعت باید به حسابداری جماعت، نشریات و محدودهها رسیدگی میکرد.

  • حسابها

    Er weiß viel darüber, wie man Konten durchsucht.

    اون چيزاي زيادي راجع به زير و رو کردن حسابها ميدونه

عباراتی شبیه به "konto" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "konto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه