ترجمه "korsett" به فارسی
کرست, شکمبند, کرست بهترین ترجمه های "korsett" به فارسی هستند.
korsett
-
کرست
nounNicht jeder Mann wäre mutig genug, ein Korsett zu tragen.
هر مردي اون قدر شجاع نيست که يک کرست بپوشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " korsett " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Korsett
noun
neuter
دستور زبان
-
شکمبند
noun -
کرست
nounNicht jeder Mann wäre mutig genug, ein Korsett zu tragen.
هر مردي اون قدر شجاع نيست که يک کرست بپوشه.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن