ترجمه "koscher" به فارسی

کاشر, کوشر بهترین ترجمه های "koscher" به فارسی هستند.

koscher adjective دستور زبان

(religiös) rein

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاشر

  • کوشر

    Jetzt hätte ich Lust auf einen schönen, koscheren Hot Dog und ein Bier.

    راستش, الان یه هات داگ کوشر با یه آبجو چه حالی میده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " koscher " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "koscher" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه