ترجمه "krankheit" به فارسی
بیماری, بیماری, مرض بهترین ترجمه های "krankheit" به فارسی هستند.
krankheit
-
بیماری
nounMeine Mutter hat wegen ihrer Krankheit drei Tage nicht geschlafen.
مادرم به خاطر بیماری اش طی 3 روز گذشته نخوابیده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " krankheit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Krankheit
noun
feminine
دستور زبان
Siechtum (veraltet) (gehoben) [..]
-
بیماری
nounStörung der Funktion eines Organs, der Psyche oder des gesamten Organismus
Meine Mutter hat wegen ihrer Krankheit drei Tage nicht geschlafen.
مادرم به خاطر بیماری اش طی 3 روز گذشته نخوابیده است.
-
مرض
nounNun ist das eigentlich kein großes Ding, wenn man eine tödliche Krankheit bekämpft.
اينها هيچكدوم واقعاً كار شاقى نيست، اگه با يك مرض مهلك مىجنگيد.
-
بیماریهای انسان
-
ترجمه های کمتر
- ضرم
- ناخوشی
تصاویر با "krankheit"
عباراتی شبیه به "krankheit" با ترجمه به فارسی
-
جذام
-
بيماري برنا · بيماري منقار و پر طوطيان · بيماريهاي ويروسي · تريستزاي مركبات · ویروسزدگیها
-
بیماریهای لنفاوی
-
بيماريهاي ميكوپلاسمايي · عفونتهاي ميكوپلاسما · فيتوپلاسموزها · میکوپلاسموزها · پلوروپنوموني گوسفندي واگير
-
بيماري حاد · سیر حاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن