ترجمه "kritisch" به فارسی

ایرادگیر, عیبجو بهترین ترجمه های "kritisch" به فارسی هستند.

kritisch adjective دستور زبان

spinös (veraltend) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایرادگیر

    (b) Warum sollten Eltern bei der Erziehung ihrer Kinder weder übermäßig streng noch kritisch, noch negativ sein?

    ب) چرا والدین نباید در امر تأدیب فرزندان خود، بیش از حد سرسخت، ایرادگیر و بدبین باشند؟

  • عیبجو

    Russell war kritisch und erwartete zu viel von seinen Glaubensbrüdern.

    راسِل عیبجو بود و از همایمانانش توقعات زیادی داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kritisch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kritisch" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kritisch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه