ترجمه "lahm" به فارسی
لنگ ترجمه "lahm" به فارسی است.
lahm
adjective
دستور زبان
tranig (umgangssprachlich) [..]
-
لنگ
nounBei einer Gelegenheit hörte ihm ein Mann zu, der von Geburt an lahm war.
یک بار وقتی پولُس موعظه میکرد، مردی که لنگ مادرزاد بود، در آنجا حضور داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lahm " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن