ترجمه "lamm" به فارسی

برهها, بره, برهها بهترین ترجمه های "lamm" به فارسی هستند.

lamm verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • برهها

    Die Lämmer werden groß und bald hat Abel eine ganze Schafherde, auf die er aufpassen muss.

    آن برهها گوسفندان بزرگی شدند. و هابیل خیلی زود صاحب گلهٔ گوسفندان میشود تا از آنها مواظبت کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lamm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lamm noun neuter دستور زبان

Junges Schaf. [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بره

    noun

    Junges Schaf.

    Wir haben uns gerade an sehr saftigem Lamm gütlich getan.

    ما همين الان يه برهِ آبدار رو براي شاممون نوش جون کرديم

  • برهها

    Die Lämmer werden groß und bald hat Abel eine ganze Schafherde, auf die er aufpassen muss.

    آن برهها گوسفندان بزرگی شدند. و هابیل خیلی زود صاحب گلهٔ گوسفندان میشود تا از آنها مواظبت کند.

تصاویر با "lamm"

عباراتی شبیه به "lamm" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lamm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه