ترجمه "langsam" به فارسی
آهسته, به آرامی, سست بهترین ترجمه های "langsam" به فارسی هستند.
langsam
adjective
adverb
دستور زبان
schlafmützig (umgangssprachlich) [..]
-
آهسته
adverbRede einfach, rede langsam und sag nicht zu viel.
ساده صحبت کن، آهسته صحبت کن و زیاد قول نده.
-
به آرامی
Hunderttausende von Menschenleben wurden ausgelöscht, langsam und qualvoll.
صدها هزار نفر تلف شد، به آرامی و دردناک.
-
سست
Wann bist du langsam vom Trip runter gekommen?
يکم سست نشده بودي ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " langsam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "langsam" با ترجمه به فارسی
-
رهايش آهسته · رهايش پيوسته · رهایش کنترلشده
-
رهايش آهسته
-
لطفا آهستهتر حرف بزنید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن