ترجمه "lecken" به فارسی
لیسیدن, تراوش كردن, لیس بهترین ترجمه های "lecken" به فارسی هستند.
lecken
verb
دستور زبان
abschlabbern (umgangssprachlich) [..]
-
لیسیدن
verbDaraus nahmen sie Riesenmakifrösche -- das sind Riesenviecher, so ungefähr -- und sie begannen, an ihnen zu lecken.
و قورباغه های میمونی سبز را جمع کردند ـــ مکنده های خوبی هستند ـــ این شکلی هستندــ و شروع به لیسیدن آنها کردند.
-
تراوش كردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lecken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lecken
Noun
دستور زبان
Lecken (umgangssprachlich)
-
لیس
nounDamit kann er sich die Augenbraunen lecken.
دیدمش که ابروهاش رو برای تمیز کردن لیس میزد
تصاویر با "lecken"
عباراتی شبیه به "lecken" با ترجمه به فارسی
-
کس خوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن