ترجمه "legen" به فارسی
گذاشتن, نشلیدن, نهادن بهترین ترجمه های "legen" به فارسی هستند.
legen
verb
دستور زبان
(sich) legen [..]
-
گذاشتن
verbMein treuer Leibwächter legte eine Bombe in mein Auto.
باديگاردهاي قابل اعتماد من در ماشين بمب گذاشتن
-
نشلیدن
verb -
نهادن
Verb verbDies bestimmt weitgehend, wie umfangreich die Grundlage sein muß, die du legst, bevor du tatsächlich zur Unterbreitung deiner Beweise kommst.
این کار تا حدّ زیادی مشخص میکند که به چه مقدار اساس نهادن نیاز داری قبل از اینکه واقعاً به ارائهٔ دلایل خود بپردازی.
-
ترجمه های کمتر
- هشتن
- گذاردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " legen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Legen
noun
neuter
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Legen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Legen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "legen" با ترجمه به فارسی
-
پول سفید برای روز سیاه خوب است
-
خوابیدن
-
پول سفید برای روز سیاه خوب است
-
تیشه به ریشه زدن
-
افسانه زلدا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن