ترجمه "leiche" به فارسی

لاشه, جسد, لاشه بهترین ترجمه های "leiche" به فارسی هستند.

leiche
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لاشه

    noun

    Die Küstenwache sucht nach hinweisen von einem Wrack oder einer Leiche, aber bisher erfolglos.

    ما نيروهاي ساحلي رو گذاشتيم که دنبال يهِ لاشه ي کِشتي... يا جسد بگردن ، اما هنوز هيچي پيدا نشده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leiche " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Leiche noun feminine دستور زبان

Verschiedener (gehoben) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جسد

    noun

    Die Polizei glaubte, das Opfer sei Tom, konnte die Leiche aber nicht identifizieren.

    پلیس گمان می کرد قربانی تام است، اما آنها نتوانستند جسد را شناسایی کنند.

  • لاشه

    noun

    10 Aber siehe, in einem aeinzigen Tag war sie verwüstet zurückgelassen worden; und die Leichen wurden von Hunden und wilden Tieren der Wildnis zerrissen.

    ۱۰ ولی بنگرید، آن در یک روز متروکه شد، و لاشه های آنها بدست سگ ها و جانوران درندۀ بیابان پاره پاره شد.

  • جنازه

    noun

    Ich muss mich nur vergewissern, dass nicht irgendwo Leichen rumliegen.

    فقط باید مطمئن شم که پشت سرتون جنازه ای جا نمیزارید.

  • ترجمه های کمتر

    • كالبد
    • لاش
    • لش
    • نعش
    • کالبد

تصاویر با "leiche"

عباراتی شبیه به "leiche" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "leiche" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه