ترجمه "liegen" به فارسی
deråz kishidan, khåbidan, دراز کشیدن بهترین ترجمه های "liegen" به فارسی هستند.
liegen
verb
دستور زبان
Sich in horizontaler Richtung in einer statischen Position üblicherweise auf einer anderen Oberfläche befinden. [..]
-
deråz kishidan
-
khåbidan
-
دراز کشیدن
verbEs gefällt dir, im Gras zu liegen.
دراز کشیدن روی چمن ها برای شما خوشایند است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liegen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Liegen
noun
دستور زبان
im Bett [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Liegen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Liegen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "liegen"
عباراتی شبیه به "liegen" با ترجمه به فارسی
-
مدلها
-
ليژه (بلژيك)
-
مازاد بر احتياج
-
غالب امدن بر
-
علف به دهن بزی شیرین است
-
آنتورپ · برايانت · بلژیک · فلاندر شرقي · فلاندر غربي · لوكزامبرگ · ليژه · ناميور · هاينولت · پادشاهي بلژيك
اضافه کردن مثال
اضافه کردن