ترجمه "lippenstift" به فارسی
رژ لب, رژ لب, ماتیک بهترین ترجمه های "lippenstift" به فارسی هستند.
lippenstift
-
رژ لب
nounIch hab nur wenig Lippenstift drauf, damit ich ihn nicht vollschmiere.
.خوبه که خيلي رژ لب نزده ام. وگرنه همه صورتش رو روژي ميکردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lippenstift " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lippenstift
noun
masculine
دستور زبان
Kosmetikartikel, mit dem die Lippen gefärbt werden.
-
رژ لب
nounIch hab nur wenig Lippenstift drauf, damit ich ihn nicht vollschmiere.
.خوبه که خيلي رژ لب نزده ام. وگرنه همه صورتش رو روژي ميکردم
-
ماتیک
noun
تصاویر با "lippenstift"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن