ترجمه "lippenstift" به فارسی

رژ لب, رژ لب, ماتیک بهترین ترجمه های "lippenstift" به فارسی هستند.

lippenstift
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رژ لب

    noun

    Ich hab nur wenig Lippenstift drauf, damit ich ihn nicht vollschmiere.

    .خوبه که خيلي رژ لب نزده ام. وگرنه همه صورتش رو روژي ميکردم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lippenstift " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lippenstift noun masculine دستور زبان

Kosmetikartikel, mit dem die Lippen gefärbt werden.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رژ لب

    noun

    Ich hab nur wenig Lippenstift drauf, damit ich ihn nicht vollschmiere.

    .خوبه که خيلي رژ لب نزده ام. وگرنه همه صورتش رو روژي ميکردم

  • ماتیک

    noun

تصاویر با "lippenstift"

اضافه کردن

ترجمه های "lippenstift" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه