ترجمه "magie" به فارسی

جادو, جادو, تردستی بهترین ترجمه های "magie" به فارسی هستند.

magie
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جادو

    noun

    Die Magie aufzugeben ist schwerer, als mit ihr zu beginnen.

    متوقف کردن جادو خيلي مشکل تر از شروع کردن اونه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " magie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Magie noun Noun feminine دستور زبان

Hokuspokus (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جادو

    noun

    mythische, fiktive Energie

    Die Magie aufzugeben ist schwerer, als mit ihr zu beginnen.

    متوقف کردن جادو خيلي مشکل تر از شروع کردن اونه.

  • تردستی

    ‚Nein', sage ich, ‚Zaubertricks, nicht wirkliche Magie.'

    و من جواب می دهم: نه، فقط تردستی و شعبده بازی نه جادوگری واقعی»

  • جادویی

    noun

    Ich habe mir geschworen, ihre Magie nie anzuwenden.

    عهد بستم هرگز از نیروهای جادویی ای كه بهم درس دادند استفاده نكنم

عباراتی شبیه به "magie" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "magie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه