ترجمه "magnet" به فارسی
آهنربا, آهنربا بهترین ترجمه های "magnet" به فارسی هستند.
magnet
-
آهنربا
Ich werde nun ein wenig von diesem Ferrofluid zu dem Magnet hinzufügen.
الان کمی از فروفلویید رو روی آهنربا اضافه میکنم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " magnet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Magnet
noun
masculine
دستور زبان
-
آهنربا
nounKörper, der bestimmte andere Körper magnetisch anzieht oder abstößt
Ich werde nun ein wenig von diesem Ferrofluid zu dem Magnet hinzufügen.
الان کمی از فروفلویید رو روی آهنربا اضافه میکنم
تصاویر با "magnet"
عباراتی شبیه به "magnet" با ترجمه به فارسی
-
آهنربای ابررسانا
-
بينايي رايانهاي · تصويربرداري با رزونانس مغناطيسي · تصویربردارى چندطيفي · تصویرسازی
-
تصويربرداري با رزونانس مغناطيسي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن