ترجمه "man" به فارسی

او, ایشان, به بهترین ترجمه های "man" به فارسی هستند.

man pronoun adverb دستور زبان

Eine unbestimmte Person.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • او

    pronoun noun

    Manchmal tritt das, was man am meisten will, nicht ein.

    گاهي اوقات اون چيزهايي که از همه بيشتر ميخواي ، اتفاق نميوفته.

  • ایشان

    pronoun

    Durch gewisse Hauterkrankungen, besonders Aussatz, oder durch Ausflüsse aus den männlichen oder weiblichen Geschlechtsorganen wurde man unrein.

    برخی امراض پوستی بویژه جذام و همچنین ترشحات اندام تناسلی مرد و زن ایشان را نجس میساخت.

  • به

    adjective adposition noun

    Man muss gut überlegen, was man sich wünscht. Es könnte passieren, dass man es bekommt.

    آدم باید به آنچه آرزو میکند خوب فکر کند. ممکن است که آرزویش برآورده شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " man " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Man
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جزیرک مان

  • مان

    Je mehr man liest, desto unwissender findet man sich.

    هرچه انسان بیشتر میخواند، بیشتر خود را بیدانش مییابد.

MAN abbreviation
+ اضافه کردن

"MAN" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MAN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "man" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "man" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه