ترجمه "manager" به فارسی
مدیران, مدیر, مدیران بهترین ترجمه های "manager" به فارسی هستند.
manager
-
مدیران
Das reicht, um eine ganze Generation Manager in Rente zu schicken.
این زمان آن قدر طولانیست که نسلی از مدیران صنعتی در آن جایگزین شوند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " manager " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Manager
noun
masculine
دستور زبان
Lenker (umgangssprachlich) [..]
-
مدیر
nounPerson im Anstellungsverhältnis, welche Managementaufgaben in einer Organisation wahrnimmt
Zumindest, bis wir einen guten Manager für dich haben.
حداقل تا زمانی که یک مدیر خوب برایت پیدا کنیم
-
مدیران
Das reicht, um eine ganze Generation Manager in Rente zu schicken.
این زمان آن قدر طولانیست که نسلی از مدیران صنعتی در آن جایگزین شوند.
-
سرپرستها
-
مربّی
عباراتی شبیه به "manager" با ترجمه به فارسی
-
مربی تیم بیسبال
-
مدیر حساب
-
مدیر مخاطبین کاری
-
account manager
-
مدیر بارگیری · مدیر دانلود
-
مدیر قوانین
-
مدیریت منبع
-
مدیر کل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن