ترجمه "matrix" به فارسی
ماتریس, آرايه, آرایه بهترین ترجمه های "matrix" به فارسی هستند.
matrix
-
ماتریس
Mit dieser Perspektive sind wir in der Lage, Realität in eine simple Matrix runterzubrechen.
با این دیدگاه، میتوانیم واقعیت را به یک ماتریس ساده تبدیل کنیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " matrix " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Matrix
noun
Noun
feminine
دستور زبان
Matrix (Film)
-
آرايه
-
آرایه
-
خمیره (زمینشناسی)
in der Petrographie die relativ feinkörnige Grundmasse eines Gesteins
-
ترجمه های کمتر
- ماتری
- ماتریکس
عباراتی شبیه به "matrix" با ترجمه به فارسی
-
جذر ماتریس
-
ماتریس نیمه معین مثبت
-
ماتریس منطقی
-
ماتریس ژاکوبی
-
ترانهاد مزدوج
-
انقلابهای ماتریکس
-
ماتریس پادمتقارن
-
ماتریس خلوت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن